به گزارش شهرآرانیوز؛ اگر این روزها پای درددل والدین، معلمان و مربیان بنشینید، یک گلایه مشترک را زیاد میشنوید: «با اینکه برای بچهها کم نگذاشتهایم و مدام از خوبیها برایشان میگوییم، اما احساس میکنیم روزبهروز از ما دورتر میشوند و حرفمان، برش گذشته را ندارد.»، اما گیر کار کجاست؟
در این نوشتار، بهدنبال نسخهای عملیاتی برای این دغدغه خانوادگی و اجتماعی، بهسراغ کتاب زندگی، قرآن کریم، رفتهایم و پاسخ را از آیه۱۵۹ سوره مبارک آلعمران، بهعنوان یکی از آیات بیانگر سیره پیامبر اعظم (ص) جستهایم. این آیه به ما یادآوری میکند که تربیت، پیش از آنکه گفتنِ دستورات و بایدونبایدها باشد، نیازمند «چاشنی عاطفه» است: «فَبِمَا رَحْمَه مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ...» منطق صریح آیه این است که حتی اگر پیامبر خدا هم باشی، بدون نرمخویی و جذب قلبی، آدمها از کنارت پراکنده میشوند، پس ما چطور انتظار داریم با تندخویی، طعنه و ترشرویی، فرزندمان را درکنار خودمان نگه داریم؟ در ادامه، پنج گام مهم از این آیه را باهم مرور میکنیم.
خیلی از ما فکر میکنیم تربیت فرزند یعنی یک فهرست بلندبالا از نصایح و دستورات اخلاقی، اما قرآن کریم به ما میگوید اخلاق نیکو و حرفشنوی، میوه مستقیم یک دل لبریز از رحمت است. فرزند ما پیش از آنکه به تذکرات اخلاقی ما گوش بدهد، نیاز دارد حس کند او را از صمیم قلب دوست داریم و در خانه درامان است. بسیاری از والدین، تربیت را با کنترلگری و تحمیل ضوابط، اشتباه میگیرند، درحالیکه ارزشهای اخلاقی، تنها بر بستری از امنیت روانی و پذیرش عاطفی، درونی میشوند.
ساحت عاطفی، مقدم بر اخلاق است و تا زمانی که فضای بین ما و فرزندمان از محبت و نرمخویی پر نشود، هیچ گزاره اخلاقی در جان او ریشه نمیدواند. نرمی و مدارا، از ضعفهای پدر و مادر نیست، بلکه بزرگترین مهارت برای نفوذ در دل نسل جدید است. پیش از آنکه بخواهید با فرزندتان از «بایدهاونبایدها» سخن بگویید، باید پیوند قلبی او با خود را احیا کنید؛ زیرا انسانها در پناه محبت، پذیرای قانون میشوند.
کودک در مسیر قد کشیدن و بزرگ شدن، حتما خطا میکند؛ این خاصیت رشد است. هنر پدر و مادر در این است که بعد از خطای فرزند بهدرستی رفتار کنند. دستور قرآنی «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ» بهترین نقشه راه است: اول گذشت از خطای او در مناسبات خانوادگی و دوم، دعا و خیرخواهی برای پاک شدن اثر آن اشتباه. والدی که مدام اشتباه چند ماه پیش فرزندش را چماق میکند و بر سرش میکوبد، او را یا لجباز میکند یا دچار ناامیدی و سرخوردگی، درحالیکه بخشش، به نوجوان نشان میدهد که همچنان ارزشمند است. گذشت صادقانه و «فرصتدهی مجدد» به فرزند، حس امنیت میدهد و شخصیت آسیبدیدهاش را دوباره بازسازی میکند تا با انگیزه به مسیر درست برگردد.
پس از بررسی و همفکری، والد باید سکان تصمیمگیری را با آرامش و اقتدار به دست گیرد تا ساختار خانواده متزلزل نماند. قرآن کریم میفرماید بعد از مشورت، قاطعانه تصمیم بگیر: «فَإِذا عَزَمْتَ.»، اما نقطه کمال این مسیر، «توکل» است: «فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ» و این همان درس توحیدی بزرگی است که اضطرابهای کشنده والدین را درمان میکند.
ما وظیفه داریم محبت کنیم، از خطا بگذریم، مشورت کنیم و شرایط را بسنجیم، اما نباید به هوش و محاسبات و تدبیر خودمان مغرور شویم. هدایت و عاقبتبهخیری فرزندان ما به دست خداست؛ همچنانکه همان عاطفه و محبت اولیه، جلوهای از رحمت او بود: «فَبِما رَحمه من الله لِنتَ لَهُم.» توجه به این فرمان و تذکر الهی که میفرماید «درنهایت کارت را به خدا بسپار»، والدین را از کنترلگری وسواسگونه نجات میدهد و آرامشی عمیق به کل فضای خانه تزریق میکند.
قرآن کریم یک قانون تکاندهنده را پیش چشم ما میگذارد: «وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ.» یعنی اگر پیامبر (ص) هم تندخو و سختدل بود، اطرافیانش فرار میکردند و اطرافش خلوت میشد. این واقعیت تلخ، امروز در خیلی از خانهها جاری است.
والدینی که زبانشان به تحقیر، دادوبیداد، برچسبزدن و کنایه باز است، عملا دارند فرزندشان را بهسمت خلوت اتاق، فضای مجازی و پناه بردن به جمعهای نامطمئن بیرونی هل میدهند. وقتی فضای خانه از نظر عاطفی ناامن و پرهزینه باشد، فرزندان «دوریگزینی» را انتخاب میکنند. اگر میخواهیم بچههایمان «کنار ما» بمانند و با ما رفیق باشند، چارهای جز این نداریم که با «سعه صدر»، زبان و رفتارمان را لطیف کنیم و «درکنار ما بودن» را برای فرزندمان، بیهزینه کنیم.
فرمان «وَشاوِرْهُمْ فِیالْأَمْرِ» در این آیه، اوج نگاه کرامتمحور به انسان است. شاید ترجمه این دستور، در محیط خانواده، یک راهبرد تربیتی برای شخصیت دادن به فرزند باشد؛ یک مشارکتجویی واقعی (و نه نمادین) برای فعالسازی عقلانیت و مسئولیتپذیری او.
وقتی ما نظر فرزندمان را میپرسیم، با زبان بیزبانی به او میگوییم: «فهم و عقل تو برای ما ارزشمند است.» گاهیاوقات نکتههایی به ذهن این نسل میرسد که اصلا به فکر ما نرسیده است. گذشته از نتیجه کار، همین که فرزند حس کند صدایش شنیده شده است و رأی دارد، احساس تعلق و مسئولیتپذیریاش چندبرابر میشود و دیگر دربرابر تصمیمگیریهای خانه، مقاومت نشان نمیدهد.
حرف آخر اینکه شکاف میان والدین و نسل امروز، بحران فناوری یا کمبود امکانات نیست، بلکه حاصل غفلت از «مدیریت عاطفی» است. گره اصلی در تربیت فرزندان، با ابزارهای کنترلی و توبیخهای مکرر باز نمیشود، بلکه پاسخ در همان نسخه نبوی آیه۱۵۹ آلعمران نهفته است: «نرمی، گذشت، مشورت و توکل.»
اگر میخواهیم جوان و نوجوان امروز در هیاهوی جامعه از دست نرود و ارزشهای اصیل را بپذیرد، باید رابطه عاطفیمان را با او ترمیم کنیم. خانواده معاصر، نیازمند گذار از الگوهای آمرانه و پرخاشگرانه بهسوی اخلاق مهارتی و شنیدن فعال است تا دل فرزندان، بار دیگر در خانه آرام گیرد و مسیر تربیت، هموار شود. تا دل فرزند با والد گره نخورد، هیچ تربیتی پا نمیگیرد و این همان رمز ماندگار سیره پیامبر اعظم (ص) است که توانست از دل ناامیدکنندهترین بسترها، زیباترین انسانها را پرورش دهد.